سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

239

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

و هم‌غذا شدن و معامله كردن با وى احتراز كنند . لازم بتوجه است وى را از دخول به بلاد كفر و شرك منع مينمايند و اگر مشركين او را به شهر خويش راه دادند با ايشان مقاتله و منازعه بايد كرد تا وى را از آن خارج نمايند . شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود اينست كه اگر حاكم تبعيد محارب را از شهرش اختيار نمود يا مرتبه عمل به اين عقوبت موجود شد يعنى بمراتب قبلى آن عمل كرده و نوبت به آن رسيد وى را از شهرى كه در آن زندگى مىكند بيرون رانده و به شهر ديگر مىفرستند منتهى به اهالى شهر جديد مىنويسند كه از نشست و برخاست و هم‌غذا شدن و بيع و شراء و غير آن از ساير معاملات احتراز كنند تا وى توبه كند ، پس اگر توبه ننمود همچنان به حالت تبعيدى بايد بسربرد تا موتش فرابرسد . البته همانطورى كه مرحوم مصنف فرموده‌اند وى را از وارد شدن به بلاد شرك و كفر بازمىدارند و احيانا اگر مشركين او را به شهر خويش راه بدهند بايد با ايشان مقاتله و مجادله نمود تا او را از شهر خويش بيرون كنند و لو آنكه كفّار اهل ذمّه يا اهل صلح باشند . قوله : و ينفى على تقدير اختيار نفيه : ضمير نائب فاعلى در [ ينفى ] و ضمير مجرورى در [ نفيه ] به محارب برمىگردد . قوله : او وجود مرتبته : يعنى وجوب افراد عقوبت را طولى مثلا دانسته و بمراتب قبلى عمل كرده آنگاه نوبت به تبعيد رسيد . قوله : عن بلده الذى هو بها : ضمير در [ بلده ] و ضمير [ هو ] به محارب راجعست و كلمه [ بها ] يعنى [ فيها ] و ضمير مجرورى در آن به بلد